ميرزا حسن حسينى فسايى

390

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

عقل حادىعشر ، امير غياث الدين منصور دشتكى شيرازى ، جد اعلاى مؤلف اين فارسنامه ناصرى ، برحسب خواهش پادشاه دين‌پناه ، از شيراز ، تشريف‌فرماى تبريز شده ، منصب و لقب صدارت عظمى را زينت داده ملقب به صدر صدور ممالك گرديد و معنى صدارت در آن زمان قاضى القضاتى بود كه ترويج اوامر دينيه و نهى از مناهى شرعيه و اطلاع بر تعمير بقاع خيرات و توقير زروع و ربوع محال موقوفات [ باشد ] « 1 » . هم در اين سال [ 936 ] : عبيد اللّه خان اوزبك با پادشاهان تركستان و ماوراء النهر و دويست هزار نفر سوار به مرو شاهيجان آمده ، ايلچى و نامه خدمت پادشاه ستاره سپاه فرستادند كه هرجا را ميدان رزم كنى ، اعلام فرمائيد ، پادشاه دين‌پناه در جواب مرقوم فرمود كه در نواحى جام ، منتظر مقدم شريف شما هستم ، پس معادل يك‌صد و بيست هزار سوار نامدار ، از ممالك محروسه ، فراهم آورده كه از جمله آنها سه هزار نفر سوار از الكاء كوه‌كيلويه و شولستان فارس بود ، در ظل رايت الوند سلطان والى كوه‌كيلويه به اردوى معلى پيوستند و چون اردوى كيوان شكوه به حوالى خراسان رسيد ، پادشاهان اوزبك و تركستان صلاح خود را در جنگ و توقف نديده ، از مرو شاهيجان كوچ كرده ، هر يك به مقر سلطنت خود رفتند و حضرت پادشاه ظفرپناه ، تشريف‌فرماى هرات گرديد « 2 » . و در ماه ربيع الاول سال 937 : از هرات نهضت فرموده ، از راه طبس و رباط پشت بادام ، نزول اجلال را به شهر يزد نموده ، چند روزى توقف كرده ، به دار السلطنه اصفهان رفته ، قشلاق نمود « 3 » . عيد نوروز سنه توشقان‌ئيل « 4 » همين سال [ 937 ] : از اصفهان به ييلاق كندمان فارس ، نهضت فرمود و ميانه امراى طوايف استاجلو و تكلو و ذو القدر و افشار و ساير قبائل ، مخالفت شده ، كار آنها به مجادله كشيد و جمعى مقتول و مجروح شدند و پادشاه دين‌پناه به مصلحت وقت عمل فرموده ، بعضى را مورد سخط داشته ، به سياست رسانيد و جماعتى را عنايت فرمود « 5 » . و در سال 938 : كه جناب خاتم المجتهدين شيخ على بن عبد العالى كركى « 6 » جبل عاملى ، از عراق عرب وارد تبريز گرديد و از جانب حضرت شاه طهماسب ، نهايت احترام [ را ] ديد [ و ] با جناب خاتم الحكما مير غياث الدين منصور شيرازى صدر الصدور « 7 » ، طريقه محبت مسلوك نمود و آن دو بزرگوار با هم قرار دادند كه دو هفته جناب شيخ ، كتاب شرح تجريد را از خدمت مير استفاده كند و در هفته ديگر جناب مير كتاب قواعد فقه را از جناب شيخ استفاده نمايد و مدتى بر اين

--> ( 1 ) . مؤلف روضة الصفا ، ادامه مىدهد ( . . . و مير غياث الدين منصور از سادات مشهور دشتكى در اين سال از وزارت معزول شد و به جانب شيراز رفت و مير معز الدين محمد اصفهانى به اين منصب ، منصوب آمد ) . ج 8 ، ص 54 ، و خلاصة - التواريخ ج 1 ، ص 195 و 196 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 52 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 53 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 196 . ( 4 ) . سال خرگوش سال چهارم از دوره دوازده ساله تركان . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 53 ، و احسن التواريخ ، ص 253 ، خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 213 . ( 6 ) . ر ك : احسن التواريخ روملو ، ص 253 . ( 7 ) . بنابر روضة الصفا ، ( ج 8 ، ص 54 ) : او در اين سال ديگر صدر الصدور و در تبريز نبود . احسن التواريخ روملو ، ص 244 .